top of page

مردی با کراوات سرخ

  • Writer: The Farmer
    The Farmer
  • Aug 20, 2020
  • 2 min read
  • با زن خداحافظی کردم. نمی‌دانم می‌خواهید برای او هم پرونده‌ای ترتیب بدهید یا نه؟ البته مختارید. اگر ترتیب دادید بنویسید علامت مشخصه‌اش خالی است کنار گودال چانه. چشمهایش هم سیاه بود. لبهایش هم سرخ. لوند بود. دائم چادر نمازش عقب می‌رفت و من گل و گردنش را می‌دیدم و گاهی برجستگی پستانهایش را. آقای س.م. مرد خوش اقبالی است. مهسایه من زنی است عفیفه و مردیکه شوهرش دائم چسناله‌اش بلند است. خیال می‌کند من کاهر‌ای هستم. هر روز باید کاری برایش راه انداخت. تازه زنش مومنه‌ای است که جز یک چشمش بقیه را فقط شوهرش دیده است و دلاک حمام و احیانا... بله، باور بفرمایید فقط یک بار بیشتر نتوانستم، آخر زنک زشت است. گردنش هم کج است. وسط سرش هم دایره‌ای به شعاع سه سانتی‌متر بی‌مو است. اما پر و پایش بدک نیست. علامت مشخصه‌اش همان دایره کچلی است و یک خال، کنار نافش.


  • آقای س.م. با شخص به‌خصوصی دوست نیست.یا هست و من هنوز نفهمیده‌آم که با کی. گاهی با کسانی سلام و علیک دارد. اما وقتی آقایی موقر هرشب از یک پیاده‌رو برود و مردمی هم باشند که همان‌وقت، آن هم هرشب از طرف روبرو بیایند، از بس همدیگر را دیده‌ان حتما فکر می‌کنند که طرف از آشنایان یا دوستان قدیمی است که حالا عینک گذاشته است و ریش، و یا زن گرفته است و برای همین شکمش بالا آمده. برای همین است که با هم سلام و علیک می‌کنند و گاهی حتی می‌ایستند و با آنکه اسم یکدیگر را نمی‌دانند احوالپرسی می‌کنند و از گرانی عرق و بدی هوا و حتی زلزله اخیر حرف می‌زنند و ضمن صحبت مرتب آقا، آقا می‌کنند. و یا دائم به مغزشان فشار می‌آورند که اسم یارو چیست.



نیمه تاریک ماه - هوشنگ گلشیری

Comments


© Ferme Tournesol

bottom of page