- The Farmer

- Dec 16, 2020
- 1 min read
تیغ خونین هنوز در کف قیس نهاده مانده بود دلتنگ و بیآزار. با معصومیت هوبرهای گام برمیداشت آرام و خفه، و میاندیشید چگونه بتواند نیندیشد به آن همه چیزها که در این سپنجِ تنگ چون اویی را زیر و زبر کرده بود، و چگونه بتواند نیندیشد به فردا و به امشب که خود هیچ نمیداند چه شنیدهاند یاران و همراهانش از او پیش از آن که روی بگردانیده و پشت کرده باشد به ایشان؛ بسا که خجل!
آن مادیان سرخیال - محمود دولت آبادی