top of page

رنج گناهی باستانی

  • Writer: The Farmer
    The Farmer
  • Aug 7, 2020
  • 1 min read

- رکسانا چطور؟

وهاب به باغ نگاه کرد، سایه‌ای چشم‌هایش را پوشاند: " به یک اعتبار رکسانا هم عهدش را نشکست."

- وهاب! او تو را نمی‌خواست؟

- خیلی به آن فکر کرده‌ام؛ می‌خواست و ضمنا می‌گریخت. رنج گناهی باستانی بر دوش‌های او سنگینی می‌کرد، به اندازه گناهان نوع انسان.



خانه ادریسیها - غزاله علیزاده

Comments


© Ferme Tournesol

bottom of page